جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

2043

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

خواننده از اين عقيده تعجب نكند و سرآسيمه نگردد ؛ زيرا دليل آن به قدرى روشن است كه مجالى براى انكار و ردّ آن نيست . علّت اينكه اينها را از اركان قوميت عربى مىشمارم ، اين است كه : اوّلًا گفتگو دربارهء قوميّت عربى است و ثانياً به حكم اينكه « مشت نمونه خروار است » آنچه دربارهء يك قوميت ، گفته شود ، درباره قوميّتهاى ديگر نيز صدق مىكند . وانگهى قبلًا هم گفتيم كه « قوميّت » چيزى جداى از « انسانيّت » نيست . اما هرگاه ، از اين نظريه تعميمى خود چشم پوشيم ، حال بايد ديد كه چگونه مىتوانيم استدلال كنيم كه اين نوابغ بزرگ و نظاير ايشان از اركان قوميت عربى هستند ؟ براى پاسخ به اين سؤال ، ناچاريم كه يكى از اين بزرگان را انتخاب كنيم و به بررسى تأثير او در ساخت قوميت خود بپردازيم . در اينجا پاستور فرانسوى را برمىگزينيم . اكنون به حقيقتى كه تاريخ جديد نقل مىكند ، توجه كنيد : پيش از ظهور پاستور كه قانون بزرگ طبيعت را در مورد عدم امكان تولد بدون علّت و سبب كشف كرد ، و به جود ميكروبهاى كشنده ، پى برد و انواع و اشكال آنها را به دست آورد و خصوصيّات آنها را مشخص نمود ، به كار تهيه واكسن براى خنثى كردن فعاليت ميكروبها پرداخت و سرانجام انسان را از شرّ آنها كه باعث مرگ حتمى او مىشدند ، رهايى بخشيد . آرى پيش از ظهور پاستور ، در انگلستان سالانه بيش از نيم ميليون كودك جان مىسپردند . در ساير كشورها نيز وضع بهتر از اين نبود . خدمتى كه پاستور فرانسوى به قوميت انگلستان كرد ، چيست ؟